حسين قدوسي: بازيكناني كه بعد از بركناري علي دايي در تركيب اصلي تيم ملي ايران مقابل كره شمالي به ميدان رفتند در زمره كم اثر ترين و پراشتباه ترين شاگردان افشين قطبي بودند. علي كريمي كه اختلافات او با علي دايي و عدم حضورش در ديدارهاي قبلي تيم ملي به بحث تمام نشدني محال فوتبال ايران تبديل شده بود در پيونگ يانگ كم اثرترين و كم كارترين بازيكن ميدان بود. كريمي به عنوان هافبكي كه قرار بود پشت سر وحيد هاشميان انجام وظيفه كند در اين ديدار كم اثر ظاهر شد و به جز پاسي كه براي مهدي مهدوي كيا ارسال كرد تاثير خاص ديگري در حملات ايران روي دروازه حريف نداشت. او حتي نسبت به روزهاي خوبش در تيم پرسپوليس هم فاصله بسيار زيادي داشت و ثابت كرد كه ديگر نمي توان با اين شرايط روي او به عنوان بازيكن نود دقيقه اي حساب باز كرد.
محمد نصرتي در دفاع چپ پر اشتباه ترين بازيكن تيم ملي بود كه كره اي ها در سايه ضعف او توانستند حملات خطرناكي را روي دروازه تيم ملي تدارك ببينند. او نسبت به ستار زارع كه در زمان علي دايي مدافع چپ تيم ملي بود عملكرد ضعيف تري داشت. در ميانه ميدان هم پژمان نوري يا آندرانيك تيموريان بهتر از حسين كاظمي نبودند. از سويي ديگر معلوم نبود چرا افشين قطبي بيش از 38 دقيقه از مسعود شجاعي در تركيب اصلي بهره برد. شجاعي كه 5 روز قبل از بازي ايران- كره تيم اوساسونا را در يك بازي پر فشار و حساس مقابل رئال مادريد همراهي كرده بود به واسطه آسيب ديدگي نتوانست در تمرينات تيم ملي در روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه پا به توپ شود، او به واسطه خستگي مفرط و تنها يك تمرين نصف و نيمه با ساير ملي پوشان از اغاز بازي نشان داد كه اصلا در فرم مطلوبي به سر نمي برد و حساب كردن روي او اشتباه بزرگي خواهد بود. شجاعي در حالي در سمت چپ خط مياني بازي كرد كه در تيم اوساسونا به عنوان هافبك راست انجام وظيفه مي كند. قطبي اما 38 دقيقه به شجاعي در سمت چپ دل بست تا محمدرضا خلعتبري كه آماده ترين بازيكن اين روزهاي فوتبال ايران است فرصت چنداني براي خودنمايي و استفاده از تكنيك خوب اش نداشته باشد. مهدي مهدوي كيا هم فقط در نيمه اول عملكرد خوب داشت و در 45 دقيقه دوم هيچ تاثيري در امور هجومي نداشت تا عدم تعويض او و علي كريمي در 30 دقيقه پاياني سوالاتي را به ذهن متبادر كند.
نقطه اوج نااميدي اما وحيد هاشميان بود كه ظاهرا فوتبال ايران بي دليل ازا و انتظار گلزني دارد. مهاجمي كه در فصل 2008-2009 بوندس ليگا فقط يكبار گلزني كرده و در سال هاي اخير نتوانسته مهره قبال اتكايي در تورنمنت هاي بين المللي (جام جهاني، جام ملت هاي آسيا و مقدماتي جام جهاني) براي باز كردن دروازه حريفان باشد در پيونگ يانگ نيز ثابت كرد كه اميدوار بودن به گلزني او اشتباه بزرگي است كه مربيان تيم ملي به واسطه تجربه و نام بزرگ او مرتكب مي شوند. هاشميان در اين بازي هم با رفتن به كناره ها و حضور در جمع هافبك ها نشان داد كه عادت بد خود را هنوز ترك نكرده و مي خواهد به هر نوعي كه شده نشان دهد در زمين حضور دارد. علاوه بر اين نبايد فراموش كرد كه هاشميان هم مي تواند دفاعيه اي به نام «عدم تغذيه مناسب از سوي هافبك ها» را مطرح كند بايد گفت افشين قطبي هم نتوانست مشكل گلزني تيم ملي و خلق موقعيت ها را از اين بين ببرد.
شاگردان افشين قطبي و به ويژه آنهايي كه بعد از بركناري دايي به تركيب اصلي تيم ملي راه يافتند ديروز ثابت كردند كه علي دايي چندان هم درباره اين نفرات اشتباه نكرده است. تيم ملي در بازي با كره شمالي از هيجان و طراوت لازم براي كسب سه امتياز به دور بود و احتياط بيش از حد ملي پوشان و تمايل براي پياده كردن اين استراتژي كه «گل نخوريم، گل مي زنيم» چيزي نمانده بود كه منجر به اجراي اين قانون شود كه «گل نزني، گل مي خوري»! با اين اوصاف باز هم جاي شكرش باقيست كه سيدمهدي رحمتي با نمايش عالي خود در سه نوبت مانع از فروپاشي دروازه اش شد تا تيم ملي ايران براي صعود به جام جهاني دلخوش به اما و اگرها و حماسه سازي در مرحله پلي اف باشد!
سايه دايي، بالاي سر تمام ليگ نهم است. او را مي توان آلترناتيو درجه يک سرمربياني دانست که امروز با عقد قرارداد تازه يا تديد قرارداد قبلي شان روي نيمکتهاي ليگي نشسته اند و آن را منزل جاودانه خود مي دانند! فراموش نکنيم اعتماد به دايي - حتي دايي به تنهايي خزيده- کار دشواري نيست و عمدتاً به موفقيت مي انجامد.
1 ) بتدريج به روزهاي آغاز ليگ نهم حرفه اي نزديک مي شويم و تيمها، صاحبان نيمکت خود را مي شناسند. با توجه به مسايل پيش آمده براي تيم ملي و موفقت تلويحي فدراسيون فوتبال با تمديد قرارداد افشين قطبي، نيمکت آن تيم را نيز بايد متعلق به جناب امپراتور دانست.
به نوشته قدس؛ رفته رفته چيدمان مربيان فوتبال ايران براي فصل جديد
فوتبالي روشن مي شود و ما البته هر چه چشم مي دوانيم، جاي يک نفر را خالي
مي بينيم؛ علي دايي!
2 ) مشهورترين ستاره تاريخ فوتبال ايران، در عالم سرمربيگري سرگذشت عجيبي
يافت. او تنها هشت ماه پس از آنکه عملاً گام به اين اقليم گذاشت، در کمال
ناباوري توانست قهرماني ليگ برتر را با سايپا جشن بگيرد.
پس از آن و به رغم مخالفت کارشناسان، شهريار در دام بي تدبيري هاي
فدراسيون فوتبال گرفتار شد تا در اوج خامي و جواني، هدايت تيم ملي را
بپذيرد؛ آنچه وي را نابود کرد. در واقع علي دايي از سرنوشت تلخ امير قلعه
نويي درس نگرفت تا راهي را که سرمربي پيشين استقلال پيمود و ناکام ماند،
شخصاً طي کند و ديگر بار طعم شکستي جديد را بچشد.
بعد از کنايه هاي بي پايان و ملامتهاي تلخ نوروزي هواداران فوتبال خطاب به
علي دايي، او کنج عزلت را برگزيد تا براي ماه هاي طولاني، حتي يک خط خبر
فوتبالي هم از وي وجود نداشته باشد. در حال حاضر ستاره فروزان فوتبال
ايران که «شايد» مي توانست در وادي مربيگري هم استعداد مشابهي داشته باشد،
به انزوا رفته و اين محصول سؤ تدبير توأمان خودش و زعماي تشکيلات فوتبال
ايران است. اما آينده چه خواهد شد؟
3 ) ما علي دايي را مي شناسيم. او اهل سازش با شکست نيست. با شکوه ترين
فصلهاي کتاب بازيگري شهريار، درست مقارن است با مقاطعي که بشدت از وي
انتقاد مي شده و سخن از «پايان دايي» به ميان مي آمده است.
بارها او را ديده ايم که از شکست، پلي بلند به سوي پيروزي زده و در هجمه
ناملايمت ها، مفقود و محزون نشده است. اوج اين داستان، بيرون آمدن علي
دايي از پيله تنهايي اش بعد از ناکامي در جام جهاني 2006 بود؛ جايي که
ناگهان در کسوت مربي- بازيکن در سايپا به چنان موفقيت خيره کننده اي رسيد
که حتي برخي از مخالفان ديرينه اش مجبور به کرنش در برابر او شدند.
همه اينها، يعني آنکه نبايد تصور کرد سکوت امروز شهريار به درازا مي
انجامد و او را به اين زودي ها در سطح اول فوتبال کشور نخواهيم ديد.
4 ) سايه دايي، بالاي سر تمام ليگ نهم است. او را مي توان آلترناتيو درجه
يک سرمربياني دانست که امروز با عقد قرارداد تازه يا تمديد قرارداد قبلي
شان روي نيمکتهاي ليگي نشسته اند و آن را منزل جاودانه خود مي دانند!
فراموش نکنيم اعتماد به دايي - حتي دايي به تنهايي خزيده- کار دشواري نيست
و عمدتاً به موفقيت مي انجامد.
غير از تجربه تيم ملي که حقيقتاً با شکست همراه بود و ريشه اش را بايد در
ديوان نقص اداري فوتبال ايران و البته ديوانسالاراني که هيچ گاه حاضر
نشدند عجيب گماردن شهريار روي آن نيمکت را توضيح بدهند، جستجو کرد. در
باقي موارد نام دايي تکيه گاه مطمئني براي مديران بوده و هيچ چيز عجيبي
نيست که عده اي از آنها بخواهند در خلال ليگ تازه، اين نقطه اتکا را
دوباره بيازمايند.
با شناختي که از دايي داريم، مي دانيم اين ماه هاي دوري، صرف نفسگيري و
تجربه اندوزي اش مي شود تا او در بازگشت دوباره اش با نيرويي افزون تر به
ميدان گام بگذارد. حواس همه سرمربي ها به اين آلتر نا تيو قلدر باشد!
هومن افاضلي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس، اظهار داشت: ناكامي تيم ملي ميتواند دلايل متعددي داشته باشد. يكي از دلايل، ساختاري است كه در كوتاه مدت قابل حل كردن نيست. فردي هم وجود ندارد كه بخواهد با برنامهاي كه ارائه ميكند، آنها را حل كند.
وي ادامه داد: در تاريخ 80 ساله جام جهاني، ايران فقط در 3 دوره حضور داشته است. اين معنايش اين است كه اشكالات فراواني داريم. هميشه خود به خود برخي بازيكن نخبه گردهم جمع شدهاند يا يك مربي برنامهريز آمده و برخي مسائل فراهم بود، تيم به جام جهاني رفت؛ در غير اينصورت، در اين زمينه هيچ موقع موفق عمل نكرديم.
آناليزور سابق تيم ملي با اشاره به اينكه با تعويض دايي مخالف بودم، گفت: از فرصتهاي مقطعي هم خوب استفاده نميكنيم. دايي در اوليم باختش در يك بازي رسمي بركنار شد و فدراسيون به دنبال قطبي رفت.
وي ادامه داد: قطبي در رديف بزرگترين هنرمندان مانند عزتالله انتظامي، جمشيد مشايخي و محمدعلي كشاورز و چه بسا بالاتر قرار دارد. قطبي ميتواند نامزد جايزه اسكار هم شود. اگر دايي بزرگترين شخصيت فوتبالي را از سمت سرمربيگري بركنار ميكنيم، كسي كه همه دنيا فوتبال ايران را به اسم او ميشناسند، بايد دنبال كسي برويم كه يا در سطح دايي باشد يا بالاتر از او.
افاضلي خاطر نشان ساخت: مقايسه بين تروسيه و قطبي مثل بنز و ژيان است كه ژيان را انتخاب كرديم. قطبي را با سلام و صلوات آورديم و پس از آن قولهايي داد كه هيچكدام عملي نشد. نه تيم به جام جهاني رفت و نه 2 كرهاي را كه ميگفت هيچكس اندازه من ميشناسد، شكست داديم. زمان قطبي 3 مسابقه انجام داديم كه 2 ديدار با تيمهايي بود كه تكليفشان از قبل مشخص شده و انگيزهاي براي ديدار با ما نداشتند.
وي با بيان اينكه امارات در مسابقه با ايران از 7 بازيكن جوانانش استفاده ميكرد، گفت: در تهران اين تيم را به زور با يك گل شكست داديم و مقابل كرهشمالي مساوي كرديم و برابر كرهجنوبي در حالي كه قطبي ادعا ميكرد، اين تيم را مانند كف دستش ميشناسد. شانس آورديم كه بازي را واگذار نكرديم.
افاضلي در مورد ادعاي قطبي مبني بر اينكه مربيان ايراني همين 5 امتياز را هم نميگرفتند، تصريح كرد: او راست ميگويد زيرا مربيان ايراني 6 امتياز ميگرفتند. اگر با دايي بوديم، كره شمالي را شكست ميداديم و اگر با كرهجنوبي مساوي ميكرديم، به راحتي به جام جهاني ميرفتيم.
وي افزود: از لحاظ آماري ثابت ميكنم كه كار قطبي با اشكال مواجه بود. تيم قطبي نسبت به دايي از لحاظ آماري ضعيفتر بود. اگر آمار فني را بررسي كنيم، مجموع توليدات فني تيم ملي در اين 3 بازي از 3 مسابقهاي كه دايي مربي تيم ملي بود، در مجموع پايينتر بود.
كمك دايي در تيم ملي ادامه داد: قطبي به خوبي نظم و انضباط را در تيم ملي رعايت كرد. اين نظم و انضباطي كه قطبي از آن حرف ميزند، شايد در هاليوود باشد چرا كه در تيم ملي اين را مشاهده نكرديم. كي سابقه داشته كه 10 بازيكن همزمان از تيم ملي جدا شوند؟ هر كس يك جايش را بهانه كرد و رفت.
وي در مورد موافقت فدراسيون با برنامههاي 4 ساله قطبي، اظهار داشت: بسيار خوشحالم كه اين اتفاق ميافتد چرا كه تا 4 سال ميتوان راجع به برنامه او حرف زده و لذت برد. ممكن است قول قهرماني جهان را هم بدهد. قطبي حقش ضايع شده كه 3 بار اسكار سينماي جهان را نگرفته است.
افاضلي با اشاره به اينكه ضمانت ميدهم در پايان برنامه 4 ساله قطبي فوتبال ايران در حد بنگلادش باشد، گفت: تنها جايي كه بين ژيان و بنز با قيمت بنز، ژيان را انتخاب ميكنند، ايران است.
خداد عزیزی معتقد است: روی کاغذ، مقابل کره جنوبی بازنده هستیم.
در حالیکه فوتبال ایران روزهای حساسی را پشت سر میگذارد و ما روز چهارشنبه باید در یک بازی سرنوشتساز مقابل کرهجنوبی قرار بگیریم خداد عزیزی درباره شانس ایران می گوید: همه چیز دست خودمان است و اگر کرهجنوبی را ببریم یا به طور مستقیم صعود میکنیم یا ایکه راهی پلیآف میشویم ولی معتقدم بردن کره کار بسیار سختی است. باید اتفاقات خاصی بیفتد که اسمش را میتوان شگفتی بگذاریم.
وی در گفتگو با همشهری ادامه داد: بازی با کره شماری و امارات ثابت کرد که تغییر خاصی در تیم ملی ایران به وجود نیامده است. در بازی با امارات همه دیدند که چگونه برنده شدیم آن هم در شرایطی که حریف نیمی از بازیکنان اصلی خود را کنار گذاشته بود. به طور حتم کره جنوبی از لحاظ تواناییهای فردی و تاکتیک تیمی اختلاف بسیار زیادی با امارات و کره شمالی دارد و معتقدم اتفاقات عجیبی باید رخ بدهد تا صعود کنیم. منطق فوتبال میگوید که ایران به جامجهانی صعود نخواهد کرد، ما روز کاغذ بازنده هستیم چون کرهایها از لحاظ فوتبالی قویتر از ایران هستند.
بازیکن سابق تیم ملی در ادامه پیشبینی اش از نتیجه بازی را اینگونه عنوان کرد: من هیچوقت در فوتبال نتیجه را پیشبینی نمیکنم و باز هم میگویم که ایران روی کاغذ بازنده است و روز بسیار سختی مقابل کره خواهیم داشت. ما فقط باید در انتظار اتفاقات باشیم.
خداد عزیزی درباره قطبی هم می گوید: من هیچ مشکلی با قطبی ندارم و برایم فرقی ندارد که او سرمربی تیم ملی باشد یا الکس فرگوسن چون در هر شرایطی چیزی به سود یا ضرر من نخواهد بود. اعتقاد دارم که در این مدت سیستم و شیوه بازی تیم ملی تغییری نکرده و بازی با امارات و کره شمالی نشان داد که ایران تیمی نیست که تشنه برد و موفقیت باشد. به نظر من سیستم بازی تیم ملی با 15 سال پیش هیچ فرقی ندارد و ما همچنان امیدوار به هنرنمایی تک ستارههایی مثل کریمی، جواد نکونام یا مسعو شجاعی هستیم. در بازی با امارات هم دیدید که در نهایت هنرنمایی کریمی به داد تیم ملی رسید و اگر او نبود فکر میکنم که باید هفته گذشته با جام جهانی خداحافظی میکردیم. در همین مرحله گروهی عربستان وضعیت بدتری نسبت به ایران داشت ولی آنها با تغییر مربی در ورزشگاه آزادی ایران را شکست دادند تا ثابت شود که پسیرو، سرمربی عربستان چه مربی بزرگی است. ولی ما شخصی ار به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب کردیم که از لحاظ بزرگی و سرشناس بودن یک صدم دایی هم نیست. هیچکس قطبی را در دنیا نمیشناسد ولی دایی در جهان شخصیتی شناخته شده و قابل تحسین است. وقتی او را کنار میگذاریم باید به فکر آوردن یک مربی بزرگتر باشیم تا همه چیز را به یک باره تغییر بدهد ولی آیا به نظر شما قطبی این کار را انجام داد؟
سرمربي سابق تيم ملي فوتبال ايران نسبت به پودولوسكي و سانتاكروز در بايرن مونيخ عملكرد موفقتر و بهتري داشته است.
نشريه كيكر در تازهترين شماره خود كه روز دوشنبه (امروز) منتشر شد، به تحليل وضعيت مهاجمان بايرن مونيخ در اولين فصل حضورشان در اين تيم پرداخت. در اين گزارش حتي توانايي هاي ماريو گومز، مهاجم تازه خريداري شده تيم اشتوتگارت نيز با گلزنان تيم سرخپوش آلماني مورد سنجش، ارزيابي و مقايسه قرار گرفته است.
در بخشي از اين گزارش به عملكرد مهاجمان حضور يافته در بايرن پس از جيوواني البر، گلزن تكنيكي، برزيلي و اسبق بايرن در اين تيم پرداخته شده كه در اين ميان نام علي دايي و وحيد هاشميان جلب توجه ميكند.
اين نشريه نوشت: طي 10 سال گذشته و پس از حضور البر در بايرن 11 مهاجم به اين تيم ملحق شده اند كه از اين ميان دو نفر به نام هاي علي دايي و وحيد هاشميان ايراني بوده اند.
بر اين اساس دايي در مجموع 23 بازي كه براي بايرن در يك فصل حضورش بازي كرد، 6 گل زد. دايي كه دو فصل قبل از فوتبال كناره گيري و بلافاصله مربيگري سايپا و تيم ملي ايران را تجربه كرد، 12 بار از ابتدا در تركيب ثابت قرار گرفت. دايي در مجموع بازي هاي خود به ميانگين نمره 3.73 رسيد.
اين در حالي است كه وحيد هاشميان، ديگر مهاجم ايراني بايرن در مجموع؛ 9 بازي در فصل 2005-2004 انجام داد كه 3 بار از ابتدا در تركيب ثابت بود اما هيچگاه موفق به زدن گل براي بايرن در ديداري رسمي نشد. وي ميانگين نمره 4.75 را كسب كرد.
جدول مقايسه اي ارائه شده مهاجمان بايرن در 10 سال گذشته به اين شرح است:
(ستون يك=فصل حضور، ستون 2:نام بازيكن، ستون 3: مجموع بازي هاي انجام داده براي بايرن، ستون 4=تعداد بازي براي تيم از ابتدا، ستون 5=تعداد گل زده، ستون 6= تعداد پاس گل، ستون 7= ميانگين نمره بازي )
فصل2009 -2008 لاندون دونوان 6 - - - 4.75
فصل2008-2007 ميروسلاو كلوزه 27 24 10 8 3.68
فصل2008- 2007 يان اشلادروف 8 1 - 1 3
فصل 2008- 2007 لوكا توني 31 31 24 7 3.13
فصل2007- 2006 لوكاس پودولوسكي 22 11 4 3 3.89
فصل 2005-2004 وحيد هاشميان 9 3 - - 4,75
فص 2004-2003 روي ماكاي 32 31 23 4 3.52
فصل2002- 2001 كلاديو پيزارو 30 18 15 3 3.66
فصل2000- 1999 روكه سانتاكروز 28 14 5 1 3.44
فصل2000-1999 پائولو سرجيو 28 25 13 7 3.25
فصل1999-1998 علي دايي 23 12 6 - 3.73
فصل1998-1997 جيوواني البر 28 27 11 9 3.58
انتشار خريد سهام باشگاه نيوكاسل از سوي سيروس محجوب ايراني مقيم امارات و بحث حضور علي دايي سرمربي تيم ملي فوتبال كشورمان در راس كادر فني اين تيم كه از سوي خبرگزاري ايلنا منتشر شد، بازتاب بسيار گستردهاي در رسانههاي داخلي و خارجي داشت.
به گزارش ايلنا، خبر سرمربيگري علي دايي، سرمربي سابق تيم ملي كشورمان در باشگاه نيوكاسل انگليس هر چند در نگاه اول کمی عجيب و غیر قابل باور بود ولي آقاي گل جهان آن را تائيد كرد و گفت: چندي پيش سيروس محجوب، خبر از خريد سهام اين باشگاه انگليسي داد و در پي آن با من براي سرمربيگري در اين تيم مذاكراتي را انجام داد .
دایی گفت : آقای محجوب از دوستان خوب من و یکی از مدیران دلسوز ایرانی بخش خصوصی هستند که علاقه بسیار زیادی به پیشرفت فوتبال ایران دارند و تلاش او برای در اختیار گرفتن باشگاه نیوکاسل ستودنی است و یقینا اگر این اتفاق بیفتد می تواند پل ارتباطی خوبی بین فوتبال پیشرفته دنیا با فوتبال باشگاهی ایران باشد.
دایی در باره پیشنهاد مربیگری خود در نیوکاسل گفت : قرار شد مذاكرات نهايي بنده با آقای محجوب پس از خريد سهام نيوكاسل انجام گيرد بنابراین بايد همه چيز را به آينده و پس از خريدن سهام باشگاه توسط اين فرد ايراني موكول كرد.
سرمربی پیشین تیم ملی کشورمان که عضو کمیته جوانان فیفا است، برای حضور در کنگره فدراسیون جهانی به باهاماس دعوت شد.
به گزارش مهر، علی دایی که عضو کمیته جوانان فیفا است، با دریافت دعوتنامه ای رسمی، به کنگره فیفا که قرار است روزهای یازدهم تا سیزدهم خردادماه در باهاماس برگزار شود، دعوت شد.
سرمربی پیشین تیم ملی کشورمان که در قرعه کشی مراحل نخست و نهایی مقدماتی جام جهانی به عنوان میهمان ویژه حضور داشت، به عنوان عضو کمیته جوانان به این اجلاس دعوت شده است.
کاپیتان و سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال کشورمان به عضویت اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران درآمد تا فعالیت تجاری خود را گسترش دهد.
به گزارش خبرگزاری مهر، محمد مهدی راسخ دبیر کل اتاق تهران که در دفتر کار خود میزبان سرمربی سابق تیم ملی بود، گفت: اتاق تهران به عنوان تشکل قدیمی وریشه دار بخش خصوصی، خود را حامی وپشتیبان همه فعالان اقتصادی می داند و در عین حال درتلاش است تا چرخه اداری فعالیت های اتاق رابرای صدور وتمدید کارت بازرگانی به حداقل برساند.
وی افزود: اتاق تهران به دلیل تعاملی که با بخش خصوصی دارد، این نیاز را احساس کرده است که همواره باید چرخه صدور وتمدید کارت بازرگانی را بازنگری وتسهیل کرده و میزان حضور اعضا برای دریافت کارت را به حداقل ممکن کاهش دهد.
دبیر کل اتاق تهران دراین دیدار، برنامه های آینده اتاق تهران رابرای سرمربی سابق تیم ملی فوتبال تشریح کرد و خطاب به علی دایی گفت: امیدواریم با اجرای برنامه های جامعی که تدوین کرده ایم، جایگاه واعتباری در خور شأن بخش خصوصی به اتاق تهران را ببخشیم.
وی ابراز امیدواری کرد که روند آزادسازی وخصوصی سازی در فوتبال ایران شدت بگیرد به گونه ای که دولت به طور کامل از باشگاه داری ومدیریت باشگاه های ورزشی کنار رود.
محمد مهدی راسخ پس ازآن به جایگاه ویژه علی دایی در فوتبال جهان اشاره کرد وگفت: علی دایی برای مردم ایران عزت و سربلندی آورده وامیدواریم درعرصه تولید وتجارت نیز برای اقتصاد کشور،سربلندی وافتخار کسب کند.
سرمربی سابق تیم ملی نیز با تقدیر از تلاشهای صورت گرفته برای ارتقای جایگاه بخش خصوصی،گفت: متاسفانه چرخه بازرگانی کشور به گونه ای است که امور به کندی پیش می رود.
این عضو اتاق تهران افزود: سیستم گمرک کشور باید به گونه ای اصلاح شود که چرخه ورود وخروج کالاها درحداقل زمان ممکن صورت گیرد، این درحالی است که دستگاه های مربوطه، نه تنها به روز نیستند که سیستم هایی قدیمی وازکار افتاده دارند واین موضوع باعث تأخیر درواردات وصادرات کالاها می شود.
علی دایی که از مدتها پیش تولید کننده پوشاک ودرعین حال وارد کننده لوازم ورزشی است، گفت: تجارت جهانی دچار دگرگونی شده است و اقتصاد ایران هم نیازمند بازنگری در همه امور است که اگر این چرخه اصلاح نشود، هزینه بخش خصوصی درمبادلات جهانی افزایش می یابد.
علی دایی افزود: اقتصاد هم مثل فوتبال حاشیه های خود را دارد وبه هیچ عنوان کار آسانی نیست به خصوص این که بحرانی فراگیر اقتصاد جهان را فراگرفته وبه همه کشورها سرایت کرده است.
وی افزود: به نظر می رسد بحران اقتصادی، سطح مبادلات تجاری کشورها را به میزان زیادی پایین آورده ورکودی بی سابقه را به وجود آورده است.
سرمربی سابق تیم ملی فوتبال که سابقه سرمایه گذاری دربخش مسکن را نیز دارد، گفت: تجربه شخصی ام نشان می دهد که تولید مسکن بازدهی خوبی دارد اما درحال حاضر بازار راکد است ودولت باید برای خروج ازاین بن بست برنامه ریزی کند.
علی دایی پس ازدیدار با دبیر کل اتاق تهران وتکمیل مدارک مورد نیاز برای عضویت دراتاق تهران، از نزدیک با چرخه صدور وتمدید کارت بازرگانی وکارکردهای بزرگ ترین تشکل بخش خصوصی آشنا شد.
اظهارت چند روز اخیر رئیس و هیات رئیسه فدراسیون فوتبال خشم هواداران علی دایی را برانگیخت و تصمیمات این مجموعه را بیش از هر زمان زیر سوال برد.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، پس از برکناری علی دایی از سرمربگیری تیم ملی فوتبال به واسطه به ایجاد شرایطی دشوار برای صعود تیم ملی ایران به جام جهانی، فدراسیون فوتبال این بار محمد مایلیکهن را پس از کش و قوسهای فراوان به عنوان سرمربی تیم ملی برگزید اما اظهارات مایلیکهن که در قالب دو بیانه منتشر شد و با ادبیات چندان خوشایندی همراه نبود، زمینه لازم را فراهم ساخت تا برخی اشخاص به خواسته خود دست یابند و این بار با برکناری وی، آخرین گزینه مطروحه برای هدایت تیم ملی، عنان امور را به دست گیرد.
پس از برکناری مایلیکهن و در حد فاصل سپردن کامل مسئولیت تیم ملی به سرمربی ایرانی - آمریکایی تیم ملی، فدراسیون با صدور بیانیهای، متذکر شد: "حریم شکنی و اسائه ادبی که نسبت به فرزند برومند ایران اسلامی جناب آقای محمد مایلی کهن سرمربی گرانمایه و اسبق تیم ملی ایران که براستی سرباز بلند اختر میهن اسلامی است، بروز کرد، موجب تاسف و تاثر شدید هیات رئیسه فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران و خانواده بزرگ فوتبال کشور را فراهم آورد و امیدواریم که ورزشگاههای کشور از این پس محل رشد و تعالی باشد و از الفاظ رکیک و زشت نسبت به هر عزیزی که برای ایران اسلامی افتخارآفرینی می کند پرهیز کنند. هیات رئیسه فدراسیون فوتبال ضمن تشکر و قدردانی از آقای محمد مایلیکهن که در این برهه حساس با شایستگی هایش برای تیم ملی در مقاطع مختلف از جان و وجود مایه گذاشت، تشکر می کند و توفیق ایشان در هر سنگر دیگری که انتخاب می کند، آرزومند است و برای برادر عزیز سید افشین قطبی آرزوی توفیق جهت هدایت تیم ملی را دارد. فدراسیون فوتبال با خاطیانی که قداست ورزشگاههای کشور را لوث و آلوده می کنند، به شدت برخورد خواهد کرد و از باشگاههایی که به نحوی از انحاء اخلاق و فرهنگ را زیر سوال می برند، سنگین ترین احکام موجود در آئین نامه انضباطی را در نظر خواهد گرفت."
با صدور دیرهنگام این بیانیه، فدراسیون فوتبال به شدت زیر سوال رفت، چرا که عملاً این ادبیات عملاً حمایت از مایلیکهن و رفتارش تلقی شد که با این تفاسیر چنین پرسشی مطرح شد که اگر این اقدام مورد تایید فدراسیون فوتبال است، برکناری سرمربی تیم ملی توسط کفاشیان و در غیاب اعضاء مخالف هیات رئیسه، چه معنا و مفهومی داشته است و اگر واکنش سرمربی سابق تیم ملی غیرقابل تایید است، صدور این بیانیه چه مفهومی خواهد داشت؟!
در این فضا، افشین قطبی سرمربی پیشین پرسپولیس و آنالیزور مربیان مطرحی همچون گاس هیدینك، دیك ادو وكات و پیم وربیك که از پشتوانه مردمی قابل توجهی برخوردار است، با نظر علی کفاشیان، مرد اول نیمکت تیم ملی فوتبال ایران شد تا به گفتههایش پس از سرمربیگری دایی و مایلیکهن و وعدههای پس از آن، مبنی بر صعود تیم ایران به جام جهانی، جامه عمل بپوشاند.
اما همه چیز به این موضوع ختم نشد و پس از اعلام این موضوع توسط رئیس فدراسیون فوتبال که اگر تیم ملی به جامجهاني صعودكرد، وي همچنان به كار خود را ادامه خواهد داد و اگر هم به جامجهاني صعود نكرديم طي صحبتهاي توافقي در خصوص ادامه يا قطع همكاري مذاكره خواهيم كرد و در واقع راه تمدید قرارداد قطبی را در صورت عدم صعود به جام جهانی، بازگذاشت، شرایط به کلی تغییر پیدا کرد و اطرافیان دایی و مایلیکهن که حذف این دو چهره را صرفاً با هدف انتخاب مربیای برای صعود به جام جهانی میدانستند، موضعی غضبناک گرفتند، چرا که اگر صعود به جام جهانی برای فدراسیون فوتبال اصل نیست و با عدم صعود تیم ملی به جام جهانی آب از آب تکان نخواهد خورد و قطبی همچنان سرمربی تیم ملی خواهد ماند، چه ضرورتی برای تغییر کادر فنی تیم ملی فوتبال وجود داشت که در این چهارچوب سرمربی تیم ملی تغییر یابد و دایی چوب بیتدبیری و سرمایهسوزی برخی مدیران غیرمتخصص را بخورد؟
پس از آنکه اعلام شد، رقم قرارداد قطبی ناچیز است ولی تنها دستیارانش برای سه بازی صدهزار دلار دریافت خواهند کرد و خود نیز در صورت صعود تیم ملی به جام جهانی، تنها پانصدهزار دلار پاداش دریافت خواهد کرد، اگرچه با این تعبیر که قطبی با تحقق این امر پاداشی چند میلیون دلاری را نصیب فدراسیون فوتبال کرده است و این رقم پاداش از محل پاداش تعلق گرفته به ایران پرداخت میشود، توجیه پذیر شد ولی این بار نیز جمعی از طرفداران دایی با وسعتی بیشتر، به قرارداد سرمربی جوان تیم ملی اشاره کردند و رقم پرداختی به قطبی را در قیاس با آن، بی عدالتی و بی ارزش خواندن دایی قلمداد کردند.
پروسه تحریک هواداران دایی زمانی به مرحله تکمیلی رسید که در اخبار آمد، قطبی تحت عنوان ملاقات لژیونرها قصد دارد به سفری دور اروپا برود و پس از سفر به دبي و بازگشت به تهران راهی اسپانيا، آلمان و انگليس خواهد شد، حال آنکه بر هیچ کس پوشیده نیست، مشاهده تمامی بازیهای لژیونرهای ایرانی از طریق شبکههای ماهوارهای و همچنین مذاکره با ایشان از طریق تلفن امکانپذیر است و سفرهای قطبی شبیه سفرهای دایی به آمریکا و اسپانیا توسط این عده تلقی گردید که در دوران سرمربیگریاش با انتقادات شدیدی روبرو شد.
در بیان کلی، خشم هواداران دایی از تصمیمات فدراسیون فوتبال بدین سبب شدت گرفته و امکان دارد در صورت شکست ایران در بازیهای پیش رو، حتی بر روی سکوها نیز تاثیرات منفی برجای بگذارد، به واسطه ایجاد چنین تصوری است که خون امپراتور رنگینتر از خون شهریار تلقی شده است و اگر فضای پیش روی دایی یک تنگ تلقی می شد، آزادی عمل و فضای باز قطبی یک استخر است.
در واقع به واسطه این تصمیمات، تنها با گذشت اندک زمانی از انتصاب قطبی به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان، وی منتقدانی خشمگین را رو سکوها به خود اختصاص داد که این امید وجود دارد، این ایرانی آمریکایی با عملکردش در دیدارهای پیش رو، این عده را نیز به جمع هوادارانش بیافزاید و فضا به سمتی پیش نرود که بار دیگر امنیت سرمربی تیم ملی به خطر بیافتد و وی این بار کرسی سرمربیگری تیم ملی را برجای بگذارد و شبانه تهران را به مقصد دبی ترک کند.
نايب رييس هيات مديره باشگاه سايپا گفت: از اين پس "علي دايي" حضور پررنگي در جلسات هيات مديره سايپا خواهد داشت.
اصغر ملكيان در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با تكذيب خبر كنار گذاشته شدن دايي از هيات مديره باشگاه سايپا، گفت: اين خبر صحت ندارد و دايي همچنان عضو هيات مديره باشگاه سايپا است.
وي افزود: در گفتوگوي تلفني كه امروز با وي داشتم به او اطمينان دادم كه عضو هيات مديره باشگاه سايپاست و او هم اعلام كرد به صورت جدي و پررنگ در جلسات هيات مديره باشگاه سايپا شركت خواهد كرد.
در چند روز گذشته برخي از رسانهها اعلام كردند كه دايي از هيات مديره باشگاه سايپا كنار گذاشته شده است.

