آن دسته از دانشجویانی که سال 73 از کنار زمین چمن دانشگاه شریف رد میشدند بازیکنی را میدیدند که به تنهایی در سرمای زمستانی با شورت ورزشی دور زمین میدود و تمرین میکند.شاید هیچکس گمان نمیکرد آن بازیکن سختکوش اردبیلی که با پیکان قرمز رنگش صبح به صبح به دانشگاه میآمد و بعد از تمام شدن کلاسهایش راهی زمین چمن میشد، بعدها به اسطورهای در فوتبال ایران تبدیل شود.
” آنقدر با سر به دیوار خانهمان هد زدم که گچ دیوار خانهمان ریخت”.
دایی دیر فوتبال را شروع کرد چرا که به پدرش قول داده بود اول تحصیلش را تمام کند و بعد سراغ ورزش برود. اولین بازی ملیاش را در 24 سالگی انجام داد و از آن پس بیش از 10 سال است که در سطح اول فوتبال ایران بازی میکند. قابلیتهای استثناییاش هر مربیای را وادار میکرد تا از او بطور ثابت استفاده کند. اعتماد به نفسی که در دایی هست را در کمتر فوتبالیستی میبینیم. کار و بار یک مهندس که به جماعت لمپن و سطح فرهنگی خاص که بیافتد تقابل دیدنی میشود اما دایی نشان داد در طول این 14 سال چگونه با آنها برخورد کند.نه فک و فامیل دایی در فدراسیون بود، نه پارتی خاصی داشت. او نشاندهنده قشری بود که تنها و تنها با لیاقت به همه چیز رسید. دیگر تا سالها مثل دایی نخواهد آمد. اسطورهای ناب که در این آشفته بازار با لیاقت به همهجا رسید
“زمانی که در بازیهای آسیایی پکن مصدوم شدم، یک سال و نیم یک نفر در را به رویم باز نکرد که آقا اصلا تو هستی؟”
میتوان گفت این اخلاق اوست که از او دایی ساخته است.در اوج متواضع، بیسر و صدا، بدون جار و جنجال کار خودش را میکند. طی چند سالی که در آلمان بازی میکرد، خبرنگاران سمج آن کشور که از کاه کوه میسازند( و نمونه آخرش ماجرای مهدویکیا) نتوانستند کوچکترین ضعف اخلاقی از او بدست آورند. دایی 30 ساله ومجرد آنقدر با اخلاق بود که تنها به هدف اصلیاش که فوتبال بود فکر کند و در زمانی که قدرتمندترین مهاجمان تاریخ فوتبال بایرن مونیخ نظیر البر حضور داشتند مربی را وادار کند تا از او در ترکیب فیکس استفاده کند. یادمان نمیرود عکس روی جلد روزنامه بیلد را که در جشن قهرمانی بایرن علی دایی را به تصویر کشیده بود که در میان انواع مشروبها و الکلهای رنگارنگ وجشن بازیکنان در گوشهای نشسته و تنها نظارهگر است. دایی در تمام سالهایی که به فوتبال مشغول بوده است، یک قران از پولهایش را از ایران خارج نکرده است،همه را در ایران به کار انداخته است. ساخت چندین و چند کارخانه در زادگاهش که مستمری صدها خانوار را تامین میکند تنها گوشهای از این کمکهاست.در ماجرای زلزله بم که بسیاری از ورزشکاران برای مطرح کردن نام خود کمکهایشان را به رخ این و آن میکشیدند، دایی بدون سرو صدا دهها میلیون تومان به بمیها کمک کرد بیآنکه درصدد مطرح کردن خود باشد. آنها که از نزدیک او را میشناسند میدانند که در هرکار خیرخواهانهای او پیشقدم است و ثروت خود را بیهیچ چشمداشت صرف مردم کشورش کرده و هیچ منتی را بر سر هیچکس نه گذاشته و نه میگذارد.چه مطابق با آنچه همیشه گفته است؛ ” تنها با خدا معامله میکند”.
دایی هیچگاه محبوب نبوده است چرا که در عمرش نه از کسی باج خواسته و نه به کسی باج داده است. با هیچ کس تعارف ندارد. آنجا که حق پایمال میشود میایستد و حقش را میگیرد. 15 سال است که نقش سیبل فحاشی و تهمت را بازی کرده است.هرگاه گل میزند میگویند که تیم مقابل ضعیف بوده! و یا شانسی بوده است. 109 گل برای تیم ملی زده است( رقمی که هیچ کس به خواب هم نمیبیند) بعد عنوان میکنند که همه را به مالدیو زده. لمپنیسم را ببینید تا کجا. چقدر پست و چقدر حقیر.در کجای جهان، در کدام مملکتی به بازیکنی که برای تیم ملی کشورش گل زده است چنین رفتاری میکنند؟ هر وقت تیم میبرد او هیچکاره است و بقیه بازیکنان بودهاند که زحمت کشیدهاند. هر وقت تیم می بازد بر روی سر دایی آوار میشوند حتی اگر یک اشتباه هم نداشته باشد. نمونه آخرش بازی با مکزیک. میرزاپور پاس اشتباه داده است، مهدویکیا میخواهد از 50 متری گل بزند، رضایی توپ را لو داده و گل خوردیم، کریمی در زمین راه رفته، مربی تعویضهایش درست نبوده ، همه بازیکنان در نیمه دوم بد بازی کردهاند اما دایی باید فحشش را بخورد.چقدر حقکشی؟ چقدر؟ تا جایی که صدای علی پروین هم درمیآید که چرا به دایی حمله میکنید. عادت ما ایرانیهاست که بعد از هر باخت میگردیم به دنبال کسی که تمام عقدههایمان را سرش خالی کنیم و دایی مدتهاست که این نقش را بر عهده گرفته است. خدا را شکر که در این مملکت زمان بازی که میشود همه کارشناس میشوند. هر بقال و چقال و نقالی به خودش اجازه میدهد که بدون کمترین اطلاعات ورزشی شدیدترین حملهها را به او بکند و انواع و اقسام فحشها و تحلیلهای عوامانه را نثار او و بازی او کند. از آن تحلیلهایی که مثلا” دایی به مربی تیم ملی خط میدهد!”، ” دایی باعث شده تا مهاجمان جوان ما بسوزند!”" قدیمهایش خوب بود الآن نیست”. در طول این سالها تیم ملی بیش از 10 مربی عوض کرده است و جالب اینجا که هر کدام تا آمدهاند از دایی به عنوان بازیکن فیکس استفاده کردهاند. از طالبی و شاهرخی گرفته تا ایویچ و بلازویچ و ایوانکوویچ. دایی ارث پدری اینها بوده یا ما بغض و کینه داریم و حسد میورزیم؟ چرا اینقدر غرض؟ علی دایی جز خدمت به فوتبال ایران چه کرده است؟ مگر نیست که هر مهاجمی زمانی که در کنار دایی قرار گرفت اوج فوتبال خود را سپری کرد؟ دوره اوج خداداد عزیزی چه زمانی بود؟ دوره اوج مدیرروستا چه زمانی؟ عقل نداریم، چشم که داریم. دایی چه گناهی کرده که مستحق چنین عقوبتی است؟ مگر همین 2 ماه پیش نبود که دایی در سن 37 سالگی در 10 بازی باشگاهی 14 گل زد؟ قسم حضرت عباستان را باور کنیم یا دم خروس را؟ هر بازیکنی یک روز بد بازی میکند، یک روز خوب. همه جای دنیا همین است. یک روز خوب. یک روز متوسط . یک روز هم بد. بازی دوم برزیل در همین جام را ببینید. رونالدو 70 دقیقه هیچ کار مثبتی نکرد. مردم برزیل آنقدر فحشش دادند؟ زیر باران ناسزا گرفتندش؟ در خبرها آمده بود که دایی بعد از بازی در تحمل این حجم ناسزا و توهین به گریه افتاده است. این رسمش بود؟ ببینید که با افتخار مملکتمکان چه میکنیم. عوض روحیه دادن و تشویق انتظار داریم تیم چهارم جهان را ببریم و اگر نبردیم کاپیتان تیم را که حتی یک پاس اشتباه هم نداده است زیر انتقاد و فحش بگیریم و اشک او را درآوریم. خجالت هم خوب چیزی است به خدا. بس کنید آقایان. بس کنید. راههای بهتری هم برای ابراز وجود هست.
افتخاری که دایی در فوتبال به آن رسیده است، به ذهن هیچ فوتبالیست نه تنها ایرانی، که حتی آسیایی نیز خطور نمیکند. کدام ایرانی و حتی کدام آسیایی است که در فینال جام باشگاههای اروپا حاضر شده باشد و مدال نقره آن مسابقات را به گردن آویزد؟ کدام فوتبالیستی است که در 149 بازی ملی برای کشورش 109 گل زده باشد؟ اولین و تنها بازیکن آسیایی که در مقر فیفا در زوریخ روی سن رفته باشد کیست؟ چه کسی است که در نمایشگاه فیفا جای پایش در کنار پله و مارادونا روی زمین به یادگار ثبت شده باشد؟ کیست که یک گروه موسیقی در برلین به افتخارش آهنگ میسازد؟ کیست که چندین فصل در معتبرترین لیگهای اروپایی و در بالاترین سطح بازی کرده است؟ دروازههای چلسی و آثمیلان وصدها باشگاه مقهور قدرت اعجابانگیز چه کسی شده است؟ کیست که اوتمار هیتزفلد، بکنبائر و پوشکاش به تحسینش لب گشودند؟ افتخار فوتبال ایران است علی دایی. در تمام دنیا ما را و فوتبال ما را با علی دایی میشناسند.
با کوبیدن دایی نه او کوچک میشود و نه منتقدانش بزرگ میگردند. آن قدر مقام و شخصیت او بزرگ و دستنیافتنی است که این غرضورزیها، این کینهتوزیها و این حسادتها نمیتوانند ذرهای وجود اساطیری او را بیالایند چه که فوتبال ما و فوتبال این قرن به ستارهای چون او افتخار میکند. اسطورهای چون او که تا ابد سایهاش بر فوتبال ما و کشور ما سنگینی میکند هرچند قدرش را ندانیم و لعن و نفرینش کنیم و به تیر تهمت و افترا از خود برانیمش.
امان از ما مردم زندهکش مرده پرست.
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385
نوشته شده توسط علیرضا در 1:58 | | لینک ثابت
